اينقدر خوشحالم كه... نمیدونم چيكار كنم! فردا همه چيز شروع ميشه! كيف نارنجی و مشكیاش آماده كنار در، توش چند تا كتاب نو و جلد شده با خود دستهای كوچولوی ريحانه(تازه بهش ياد دادم كتاب جلد كنه)، كفشهای كوچولوش كه به قول خودش خيلی شيكه!!، روپوش و مقنعه نو و و ... از همه مهمتر ريحانهام ذوق زده است! همين كافيه برای خوشحالی يه مادر، ذوق و شوق دخترش...
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 23:20  توسط ليلا
|

